بیتابیتا، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه سن داره

یکی یدونه دخمل خونه

ما اومدیم

1390/11/9 19:01
نویسنده : میثم ومینا
1,131 بازدید
اشتراک گذاری

  

سلام ما اومدیم

واقعا ازتون معذرت میخوام که یه مدت نبودیم ...........اخه یه مدت اوضاع و احوال خوبی نداشتیم و مریض بودیم Smileyولی حالا بهتر شدیم.

و از روزهای دیگه مرتب اینجاییم.

میدونید چند وقت پیش حالم خیلی بد بود به خاطر همین به باباش گفتم تا بره یه نون روغنی بخره تا شام .........صبحونه بخوریمنیشخند چیه مگه شما تا حالا شب صبحونه نخوردین؟سوالپس چرا دارین میخندین ROTFLاره گلهای من باباش نون رو که خرید اورد گذاشت رو میز که یهو دیدیم بیتا نون رو درسته برداشته و داره گاز میزنه و میخوره که کلی به خاطر این کارش خندیدیم.

خوب دیگه فعلا چند تا عکس از بیتا جون ببینین تا با یه مطلب جدید بیاییم

راستی یکی از دوستهای باباش روی چند تا از عکسهای دخمل جون کار کرده که اونا رو بعدا تو یه پست دیگه میزارم تا ببینین

تا بعد بای

ادامه مطلب یادتون نره

   شکلکهای جالب آروین     شکلکهای جالب آروین

این عکس مامان خدیه(مادر بزرگ باباش)

شکلکهای جالب آروین

این همون نون روغنیه که گفتم

      

                    

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مامان چشم عسلي
10 بهمن 90 9:12
سلام خانومي خوش اومدي چشم ما به جمال شما روشن بيتاي نازم رو ببوس جيگرشو با اين گشنه بودنش چيه مگه تا حالا ادم گشنه نديديد كه از بيتاي نازم عكس گرفتيد


سلام گلم
خوب دیگه دعوامون نکنین دیگه ............قول میدیم از این به بعد مرتب بیاییم
اینجوریشو دیگه ندیده بودیم.......اخه نون از خودش بزرگتره
مامان حنا
10 بهمن 90 16:56
الهی خالش به قربونش بره فدات بشم بیتای عزیزم تورو خدا اسپند یادت نره ماشالله بزرگتر شده وخیلی دوست داشتنیو هلوووووووووووووووووووووو بخورمت نازگلکم دلم خیلی براتون تنگ شده خیلی خدا میدونه
امسال نیومدید خونمون خیلی بی وفایین بیتای گلمم ببوس و مواظبش باش به مامان خدی هم سلام مخصوص برسون و ماچش کن


خدا نکنه خاله جونش حتما این کار رو میکنم
قسمت نشد دیگه انشاالله سال بعد ما هم دلمون براتون تنگیده
چشم ممنون اجی گل
مامان پارسا
11 بهمن 90 11:34
خانومی دختر گلمون و اذیت نکنین.چند روزه به بچه غذا ندادین.(البته شما که مریض بودین قابل توجه بابای عزیز)


به خدا گرسنش نمیزارم...........فقط عاشق نون خالیه
نرگسی
11 بهمن 90 13:43
خدا حفظش کنه بیتاجونی رو خیلی نازه ماشاالله.وااااااااااییییی اون عکس حناجونی وسط شمعدونی ها چقدر قشنگه تعجب کردم مامانش اونو نذاشته تو وبلاگش..بوسسسسسس برای بیتاجونی


مرسی گلم نظر لطفته
اخه اون عکس رو اونا ندارن ما با دوربین خودمون انداختیم
ممنون گلم ما هم شما رو میبوسیم
مامان پارسا
11 بهمن 90 14:32
سلامی دوباره به گل دخترمون
بیتا جون به مامانی بگو بی زحمت لطف کنن و اسم شهرتون رو به ما بگن آخه اسم دوستای پارسا رو با شهرشون ثبت می کنیم.مرسی-


سلام خاله جونش
ما تبریزی هستیم.......در ضمن من دختر خاله حنانه جون هستم
مرسی خاله جون از لینکت
مامان حنا
11 بهمن 90 14:36
سلام برو پیش مامان پارسا خیلی به وبلاگ بیتا سر میزنه صمیمی هستیم مثل مهدیه


سلام خاله جون
خواب موندی ما خیلی وقت پیش با هم اشنا شدیم و لینک هم شدیم
lovley
11 بهمن 90 14:52
خدا خدا چه نازه این دخملمون
خدا حفظش کنه.قیافش خیلی بانمکه.
دوستش دارم.
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس برای اون لپهای نرمش


نظر لطفته گلم نازی از خودت و دختر نازته
ممنونم مهربونم
مام پارسا
11 بهمن 90 16:59
سلام مامان بیتا جون.خوبی؟
ماشالله چه دخمل نازی داری.خدا برات حفظش کنه.من تقریباً هر روز وبلاگ بیتا جون میام ولی نمی دونم چرا هیچ وقت نظر نذاشتم.البته دلیلش تنبلی و سرعت کمه اینترنته.
من و مامان حنا دوستای مجازی خیلی صمیمی ای هستیم.من که جونم در میره واسش.خوشحال میشم با خواهر گلش هم که مطمئنم مثل خودش خوب و دوست داشتنیه دوست بشم.
روی ماه دخملتو ببوووووووووووووووس.
با اجازه لینکت می کنم.خوشحال میشم شما هم افتخار بدید.


ممنون مام پارسا جوابتون رو تو وبلاگ گل پسر نازت دادم
مامان آريا
12 بهمن 90 10:37
ماشااله دختر شيرين يدارين خدا براتون نگهش داره
خاله قربونت برم با اين مدل نون خوردنت


ممنون مامان اریا جون
دخمل ما هر چقدر هم که شیرین باشه که به پسر گلتون نمیرسه
خدا نکنه خاله جونش..........
مژگان
15 بهمن 90 11:38
ایییی جاااان نوش جونش


ممنون خاله جونش
مامان کوروش
15 بهمن 90 23:33
سلام گلم دخترت خیلی نازه به من هم سر بزن من یکی از دوستاتم


سلام مهربونم
نظر لطفته به چشم حتما میایم
مامان کوروش
16 بهمن 90 15:01
ممنون که اومدی تو منو میشناسی بگرد پیدام کن اگه گفتی


خواهش میکنم عزیزم
روم سیاه خانمی نشناختم